گنج حکمت: چنان باش

خواجه عبدالکریم، [که] خادم خاصّ شیخ ما، ابوسعید ـ قدس الله روحَهُ العَزیزـ بود گفت:«روزی درویشی مرا بنشانده بود تا از حکایت‌های شیخ ما، او را چیزی می‌نوشتم.»

کسی بیامد که شیخ، تو را می‌خواند برفتم. چون پیش شیخ رسیدم، شیخ پرسید که چه کار می‌کردی؟ گفتم  درویشی حکایتی چند خواست، از آنِ شیخ، می‌نوشتم.

شیخ گفت «یا عبدالکریم، حکایت نویس مباش، چنان باش که از تو حکایت کنند!»

قلمرو زبانی: خواجه: سرور آقا / خادم: خدمتکار/ خاص: ویژه/ شیخ: پیر / قدس الله روح العزیز: خداوند روح گرامی او را پاک گرداند/ خواندن: صدا کردن/

اسرار التوحید، محمد بن منوّر