پاسخ کارگاه متن ­پژوهی درس 16  فارسی3

 

* قلمرو زبانی

ج1- معهود: عهد شده                  بحبوحه: میان، وسط                        وجنات: چهره، رخسار

ج2- بند پنجم: معهود، عیال، دیلاق، بدقواره، هاون

      بند دوازدهم: کج و معوج، غیرمترقبه، سپاسگزاری، صرف کردن، اصرار، امتناع

ج3- الف- «تخلص» مفعول برای فعلِ «می­دانم»     و جملة «من تخلص را از .... باید متروک شود» مفعول برای فعلِ «گفت»

ب- عبارتِ «از زواید و از جملة رسوم و عاداتی که باید متروک گردد» مسند برای فعلِ «می­دانم»

ج4- که، چون، تا، اگر، زیرا، همین­که، گرچه، با این­که... = حروف ربط وابسته­ساز

       و، اما، یا، ولی = حروف ربط همپایه­ساز

* قلمرو ادبی

ج1- پشت دست داغ کردن: به­شدّت پشیمان شدن از انجام کاری و توبه­کردن از تکرار آن

       سماق مکیدن: بیهوده انتظار کشیدن

      چند مرده حلاج بودن: میزان توانایی خود را نشان دادن

ج2- استفاده از زبان عامیانه، کاربرد کنایه­های فراوان، و لحن طنزآمیز

* قلمرو فکری

ج1- شانه خالی­کردن از انجام وظایف خود و سپردن آن به افراد نالایق که نهایتاً ضرر آن به خود شخص و جامعه بازمی­گردد.

ج2- الف- معنی بیت: گلّة ما از گرگ شکایتی ندارد زیرا چوپان است که این همه ظلم می­کند. = یادآور ضرب­المثلِ «از ماست که بر ماست» و مقصود اصلی آن، «خود را در عملی، مقصر دانستن است»

     ب- معنی بیت: سخنی که گفته شود، دیگر به دهن بازنمی­گردد، انسان عاقل ابتدا فکر می­کند بعد سخن می­گوید. = متناسب با این مَثَل است: «تیری که از شست رفته، بازنمی­گردد» و مقصود اصلی آنها «نداشتن امکان جبران برای عملی انجام شده است.»


 درک و دریافت «ارمیا»

ج1- «ارمیا» جوانی که پا به جبهه نهاده و شیفتة رفتار رزمندگان شده و از بودن در کنار آنها لذت می­برد و تجربة چندانی در جنگ ندارد.

2- معنی آیه: و هنگامی که تیر افکندی، این تو نبودی بلکه خدا بود که تیر افکند.

معنی بیت: کارها را از جانب خداوند بدان نه از اعضای بدن [یا طبیعت]؛ زیرا سطحی­نگری است اگر نوشته­ای را که حاصل اندیشه است از انگشت بدانی.

مفهوم مشترک آیة شریفه و بیت سنایی آن است که «خداوند را باید فاعل حقیقی کارها دانست.» در متن روان­خوانی نیز، رزمندگان همین عقیده را دارند و زمانی که به سوی دشمن شلیک می­کنند، نه خود را بلکه خداوند را فاعل حقیقی می­دانند.