رباعی های امروز
رباعی های امروز
چون سیل ز پیچ و تاب صحرا میرفت / همراه سحر به فتح فردا میرفت
چون سیل: مانند سیل، تشبیه / پیچ و تاب: پیچ و خم / همراه سحر: جانبخشی / فتح: گشایش، پیروزی / فردا: مجاز از آینده
بازگردانی: رود مانند سیل از پیچ و خم صحرا میگذشت. همراه سحر برای پیروز و تسخیر آینده میرفت.
بی تاب نظیر جوشش چشمه دور / این رود به جست و جوی دریا میرفت
بی تاب: پریشان و پرجنب و جوش / نظیر: مانند، تشبیه / چشمه، رود، دریا: تناسب / رود: استعاره از جانباز، انسان آزاده، رزمنده / دریا: استعاره از خدا، معنویت
بازگردانی: این رود پرجنب و جوشب بود و مانند جوشش چشمه دور، به جست و جوی خدا میرفت.
سلمان هراتی
♣♣♣
رازی که خطر کنندگان میدانند / در بازی خون، برندگان میدانند
راز: راز شهادت / خون: مجاز از مرگ / بازی خون: استعاره از جان فشانی / برنده: جان باخته
بازگردانی: تنها برندگان و جان باختگان به راز شهادت پی خواهند برد.
با بال شکسته پر گشودن، هنر است / این را همه پرندگان میدانند
با بال شکسته: کنایه از گرفتاری ها و تنگنا / پر گشودن: کنایه از پرواز کردن
بازگردانی: در تنگناها به کمال رسیدن، هنر و فضیلت است، این سخن مرا همۀ والامردان میدانند.
♣♣♣
ای کعبه به داغ ماتمت، نیلی پوش / وز تشنگی ات، فرات در جوش و خروش
کعبه: جانبخشی / نیلی: سیاه، کبود / جوش و خروش: تب و تاب / ماتم: سوگ / نیلی پوش: کنایه از سوگوار / فرات: جانبخشی / حسن تعلیل
بازگردانی: ای حضرت عباس که کعبه به خاطر از دست دادن تو سیاه پوشیده و رود فرات به خاطر تشنگی تو در هنگام شهادت در تب و تاب است.
جز تو که فرات، رشحه ای از یم توست / دریا نشنیدم که کشد مشک به دوش
رشحه: قطره، چکیده / یم: دریا / فرات، رشحه ای از یم: تشبیه / مشک: انبان / تلمیح به داستان حضرت ابوالفضل در کربلا / واج آرایی حرف «ش» و«د» / یم و فرات و دریا: تناسب
بازگردانی: به جز تو که وجودت دریایی از شناخت و جان فشانی است و فرات در برابر آن قطره ای بیش نیست، تا کنون نشنیده ام که دریا مشک آب بر دوش داشته باشد.
محمدعلی مجاهدی(پروانه)
♣♣♣
از چنبر نفس رسته بودند آنها / بت ها همه را شکسته بودند آنها
چنبر: حلقه / چنبر نفس: اضافه تشبیهی / رستن: نجات یافتن، رها شدن (بن ماضی: رست، بن مضارع: ره) / بت: استعاره از نفس / آنها: جانبازان، رزمندگان
بازگردانی: آن ها(رزمندگان) از همۀ وابستگی های این جهان خود را رها کردند و نفس شان را از میان بردند.
پرواز شدند و پر گشوند به عرش / هر چند که دست بسته بودند آنها
پرواز شدند: تشبیه(ایشان مانند خود پرواز شدند) / پرگشودن: کنایه از پرواز کردن و معراج / عرش: تخت، اورنگ (بارگاه خداوند) / دست بسته: کنایه از در بند
بازگردانی: آن ها هرچند که دست هایشان بسته بود، همچون پرنده ای سبکبال به بارگاه ایزدی پر کشیدند.
مصطفی محدثی خراسانی
به یاد ۲۲ بهمن
آسمان با هفت دستِ گرم و پنهانی دف می زد، و رنگین کمانی از شوق و شور، کلاف ابرهای تیره را از هم باز می کرد .خورشید در جشنی بی غروب ، بربام روشن جهان ایستاده بود، وتولّد جمهوری گل محمّدی را، کِل می کشید.
بیست و دوّم بهمن در هیأت روزی شکوهمند، آرام آرام از یال کوه های بلند و برفگیر فرود آمد و در محوِطه آفتابی انقلاب، ابدی شد .صمیمی ترین فصل زندگی ما در بهمن آغاز شد و مادر سایه خورشیدی ترین مرد قرن به بارِعامِ تفضل و رحمت الهی راه یافتیم و صبح روشن آزادی را به تماشا ایستادیم.
اندک اندک جلوه هایی از تقدیرِ درخشان این نهضت به ملّت ما لبخند زد. حلول این صبح روشن را بزرگ می داریم و یاد ایثارگران سهیم در این حماسه سترگ را – تا همیشه – در خاطره خویش به تابناکی پاس خواهیم داشت .
سیّد ضیاءالدّین شفیعی
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر ۱۳۹۷ ساعت 22:59 توسط دکتر سیدعلی کرامتی مقدم
|
مطالب این وبلاگ برگرفته از وبلاگ های دبیران زبان و ادبیات فارسی و مباحث ارسالی آن بزرگواران است. دانش آموزان با خواندن این مباحث می توانند ضمن افزایش اطلاعات خود در وقت خویش صرفه جویی نمایند.