غرش شیران

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد / هم رونق زمان شما نیز بگذرد

جهان: مجاز از وجود و زندگی / مرجع شما: فرمانروایان و توانگران ستمگر /  رونق: فروغ، زیبایی، شکوه / زمان: زمانه، دوران

بازگردانی: سرانجام مرگ به سراغ شما خواهد آمد و شکوه روزگار شما نیز روزی به پایان خواهد رسید.

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب  / بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

بوم: جغد / بوم : نماد شومی / محنت: غم و اندوه / بوم محنت: اضافه تشبیهی / از پی: برای، به خاطر / دولت: خوش بختی / آشیان: آشیانه / بوم محنت بر آشیان کسی گذشتن: کنایه از ” نابودی قدرت و اعتبار ” / دولت آشیان: ترکیب تشبیهی

بازگردانی: اندوه، جغد شوم ویرانگری است که به ما بسنده نمی کند شما را نیز نابود خواهد کرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام / بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

اجل : مرگ / آب اجل: اضافه تشبیهی / گلوگیر: کنایه از ” نابود کننده ، خفه کننده، کشنده / خاص: درباریان / عام: مردم عامه / خاص و عام: آرایه تضاد، مجاز از ” همه مردم / گلو، حلق، دهان: تناسب  / حلق: گلو / آب اجل بر حلق کسی گذشتن: کنایه از” مرگ و نابوی” / تلمیح به آیه ” کلّ نفس ذائقه الموت ” هر نفسی طعم مرگ را می چشد.

بازگردانی: مرگ که نابودکننده همگان است، روزی شما را نیز نابود خواهد کرد.

چون داد عاقلان به جهان در، بقا نکرد / بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

داد : عدل و انصاف / به جهان در: دو حرف اضافه برای یک متمم / بقا نکرد:  باقی نماند / بیداد : ظلم و ستم / داد و بیداد، عادلان و ظالمان: تضاد / واج آرایی: ” د” و”ن “

بازگردانی: وقتی که عدل و انصاف  انسان های دادگر در جهان باقی نمی‌ماند، پس ستم ستمگران نیز بی گمان از بین رفتنی است.

در مملکت چو غرّش شیران گذشت و رفت / این عوعو سگان شما نیز بگذرد

مملکت: کشور /غرّش: بانگ، فریاد، خروش / شیران: استعاره از ” دلیران و مردان دادگر” / عوعو: وق وق، ” نام آوا”، استعاره از «قدرت های ظاهری» / سگان: استعاره از ” مزدور ستمگران ” / غرش و عو عو، سگان و شیران: تضاد / گذشت و بگذرد: اشتقاق (انسانی)

بازگردانی:  چون بانگ و خروش انسان های دلیر گذشت و رفت، این صدای گوش خراش شما انسان های پست نیز رفتنی است.

بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت / هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

باد: استعاره از ” مرگ ” / شمع: استعاره از ” انسان ها ” / کشتن: خاموش کردن / چراغدان: استعاره از ” زندگی و فرمانروایی ستمگران / شمع، چراغدان: تناسب / باد بر شمع و چراغدان وزیدن: کنایه از ” مرگ و نابودی”

بازگردانی: مرگ همچون بادی است که انسان ها را می‌کشد. این باد شما را نیز نابود خواهد کرد.

زین کاروانسرا بسی کاروان گذشت / ناچار کاروان شما نیز بگذرد

کاروانسرا: استعاره از گیتی / بسی: بسیار / کاروان: فر و شکوه فرمانروایی ستمگران

بازگردانی: فرمانروایی های بسیار در این جهان آمدند و رفتند. ناچار فرمانروایی شما نیز روزی نابود می گردد.

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن / تأثیر اختران شما نیز بگذرد

مفتخر: نازنده، بالنده / طالع: خوش بختی / مسعود: فرخنده / اختر: ستاره، استعاره از عوامل خوشبختی / تاثیر اختران شما نیز بگذرد: کنایه از این که بخت نیک شما نیز به پایان خواهد رسید / طالع، اختران: تناسب/ طالع: بخت / واج آرایی

بازگردانی: ای کسی که به بخت نیک خود می نازی، این بخت فرخنده شما نیز به  پایان خواهید رسید.

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم / تا سختی کمان شما نیز بگذرد

جور: ستم / تیر جور: اضافه تشبیهی / از تحمل سپر کنیم: تشبیه / کمان: مجاز از ” قدرت، زور ” / سختی کمان: توان و ورزیدگی در تیراندازی / تیر و سپر و کمان: تناسب

بازگردانی: با سپر بردباری و تحمل در برابر ستم و ظلم تیر مانند شما ( فرمانروایان) پایداری می ورزیم تا روزگار کشورداری شما نیز به پایان برسد.

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع / این گرگی شبان شما نیز بگذرد

تو:  منظور کشورداران ستمگر / رمه: گله، استعاره از ” توده مردم ” / چوپان: استعاره از ” کارگزاران ستمگر” / گرگ طبع: درنده خو، تشبیه / گرگی: درندگی، ستمگری / شُبان: چوپان، استعاره از ” کارگزاران ستمگر ” / گرگ و رمه، چوپان، شبان: تناسب / رمه و گرگ: تضاد / چوپان گرگ طبع: گونه ای متناقض نما

بازگردانی: ای کسانی که مردم را به دست  کارگزاران ستمگر درنده خو سپرده اید [آگاه باشید] که این ستمگری شما نیز روزی به پایان خواهد رسید.